مرتضى مطهرى

65

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وليد بن عبد الملك و يا وليد بن يزيد بن عبد الملك يك روز صبح كه هنوز مستى از كلّه‌اش نپريده بود ، به مسجد رفت براى امامت جماعت . بجاى دو ركعت نماز صبح چهار ركعت خواند . مؤمنين هم چاره‌اى نداشتند ، تبعيت كردند . بعد كه نمازش تمام شد رويش را برگرداند ، گفت : من امروز خيلى نشئه‌ام ، اگر مىخواهيد برايتان بيشتر نماز بخوانم . اشتباه حبيب بورقيبه از كجاست ؟ اين آدم خيال كرده است كه انسان يعنى ماشين ، انسان جز اين نيست كه بايد مانند يك ماشين دائماً كار تحويل بدهد ، از ماشين هرچه بيشتر بتوان كار گرفت بهتر است ، انسان يعنى يك حيوان باركش و باربر ، كارى غير از باركشى ندارد ، پس هرچه بيشتر بشود از انسان باركشى كرد بهتر است . چون روزه به قول او از نيروى كار مىكاهد ، پس روزه نبايد گرفت . اولًا اين آدم حساب نكرده است آن اشخاصى كه روزه گرفتند ولى روزهء واقعى ، در همان حالى كه روزه گرفتند نيروى كارشان ده برابر روزه خورها بود . از نيروى روحى بشر غافل است . هركدام از ما در شرايطى كه الآن داريم و برنامهء زندگى خودمان قرار داده‌ايم كه مثلًا بايد فلان مقدار نان بخوريم يا فلان مقدار غذاهاى ديگر بخوريم ، اگر يك شبانه روز اين برنامه به هم بخورد ديگر قدرت راه رفتن نداريم و خيلى به زحمت راه مىرويم . ولى آيا قانون قطعى و غيرقابل تخلف زندگى بشر همين است ؟ نه . ما الآن با اين برنامه كه زندگى مىكنيم ، اين مقدار اسير غذا و اين شكم هستيم . بشر اگر برنامهء زندگيش را عوض كند ممكن است طورى بشود كه نصف اين غذا را بخورد و دو برابر اين نيرو را به دست بياورد . ممكن است انسان در شبانه روز دوتا مغز بادام بخورد و به اندازهء انسانى كه روزى يك كيلو غذا مىخورد نيرو داشته باشد . بشر اگر برگردد و مسيرش را عوض كند ، حالت ديگرى پيدا مىكند و برنامه به كلى عوض مىشود . چندى پيش - لابد در روزنامه خوانديد - تمام خبرگزارىها گزارش دادند كه يك بودايى رياضت كش دوازده سال تمام يكسره روى پاى خودش ايستاد و نخوابيد و ننشست . بعد از دوازده سال كه رياضتش تمام شد و به قول خودش روحش پاك شد ، آمد نشست . جشن بزرگى برايش برپا كردند و اطبا كه براى معاينهء او آمده بودند ديدند سالم سالم است . اين نشان مىدهد كه قانون زندگى بشر با تغيير دادن شرايط ، شكل ديگرى پيدا مىكند . البته من حالات استثنايىاش را عرض